4 نامزد رياست جمهوري دهم را بيشتر بشناسيد + بیوگرافی

 

محمود احمدی نژاد

محمود احمدی‌نژاد (۶ آبان ۱۳۳۵) سیاستمدار و مهندس ایرانی است که ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ بود. وی همچنین از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ شهردار تهران بود. او هم‌اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانش‌یار دانشگاه علم و صنعت ایران است. وی همچنین از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ اولین استاندار اردبیل بود.

او در آرادان به دنیا آمد و در یک سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. در سال ۱۳۵۴ برای تحصیل در مهندسی راه و ساختمان وارددانشگاه علم و صنعت ایران شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، به عنوان نماینده علم و صنعت در جلسات انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها شرکت می‌کرد. احمدی نژاد تحصیلات خود را در این دانشگاه تا اخذ دکترای مهندسی عمران ادامه داد و در ۱۳۶۸ به عضویت هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران درآمد. در دوران دهه شصت فرمانداری ماکو و خوی را بر عهده داشت. در ۱۳۷۲ به عنوان اولین استاندار اردبیل منصوب شد و تا ۱۳۷۶ این سمت را بر عهده داشت. در سال ۱۳۷۹ برای نمایندگی ششمین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران نامزد شد که پیروز نشد. در ۱۳۸۲ او به عنوانشهردار تهران برگزیده شد و در این موقعیت در انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران شرکت کرد و در ۳ تیر ۱۳۸۴ در دور دوم از این دوره با کسب ۱۷ میلیون رأی در انتخابات ریاست جمهوری، پیروز شد. احمدی‌نژاد در ۱۳۸۸، در پی انتخاباتی مناقشه برانگیز با ۲۴ میلیون و ۵۹۷ هزار رأی پیروز اعلام شد و برای دومین بار به ریاست جمهوری رسید.از جمله اقدامات احمدی‌نژاد در دورهٔ ریاست جمهوری، اجرای طرح تحول اقتصادی بود که طبق آن سوخت سهمیه‌بندی شد، و همچنین یارانه‌های سوخت، آب، برق و مواد غذایی تدریجاً حذف به طور نقدی به مردم پرداخت شد این مبلغ ۴۵ هزار تومان برای هر نفر است. از دیگر اقدامات او پروژهٔ مسکن مهر به منظور خانه‌دار کردن خانواده‌های کم در آمد بود. در ۱۳۹۲، حسن روحانی با وعده بهبود شرایط کشور و تغییر سیاست‌های اقتصادی، سیاست خارجی و فرهنگی جانشین احمدی نژاد شد.

دوران زندگی

کودکی و خانواده

محمود احمدی‌نژاد در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. محمود احمدی‌نژاد، که چهارمین فرزند خانواده‌است، به همراه خانواده در سن یک‌سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند.

پروین احمدی‌نژاد، خواهر بزرگتر او در سومین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر تهران انتخاب گردید. برادر بزرگتر او داوود احمدی‌نژاد در دولت نهم به مدت کوتاهی بازرس ویژه ریاست‌جمهوری بود.

 نام خانوادگی و احتمال ریشهٔ یهودی داشتن

در تصاویری که از صفحه آخر شناسنامه محمود احمدی‌نژاد منتشر شده، توضیحاتی در مورد تغییر نام خانوادگی وی دیده می‌شود.

رابرت تیت (به انگلیسی: Robert Tait)، خبرنگار روزنامه گاردین که در سال ۱۳۸۴ به آرادان سفر کرده‌بود؛ در مطلبی در همان سال نوشت که نام خانوادگی قبلی او «سبورجیان» (به معنای رنگرز) بوده‌است و آنچنان که او از افراد محلی شنیده‌است، این تغییر نام دلایل اقتصادی و مذهبی داشته‌است. پدر او که احمد نام داشته، نام خانوادگی خود و فرزندانش را به احمدی‌نژاد تغییر داده‌است.چند سال بعد، مطالبی مبنی بر این که احمدی‌نژاد ریشه یهودی دارد در منابع مختلفی منتشر شد. مطابق تحقیق عبدالله شهبازی، یهودی‌تبار بودن احمدی‌نژاد نخستین بار در ۳ آبان ۱۳۸۷، در یک مطلب قسمت وبلاگ‌های نشریه یهودی جوئیش ژورنال با نام مستعار منتشر شد. در ۶ بهمن ۱۳۸۷ مهدی خزعلی در وبلاگ خود به این مسئله پرداخت.در سال ۱۳۸۸، این مطلب در رسانه‌هایی نظیر دیلی تلگراف انعکاس یافت و عنوان شد که سبورجیان، به معنای بافنده سبور (شال یهودیان) است و این نام در وزارت کشور در فهرست نام‌های خانوادگی یهودیان ثبت شده‌است.

مئیر جاودانفر در مقاله‌ای در گاردین؛ این که سبور به معنای شال یهودیان است را رد کرد و با استناد به صحبت‌های رابرت تیت و کسری ناجی با مردم آرادان که تأیید کرده‌اند خانواده احمدی‌نژاد رنگرز بوده‌اند، می‌نویسد که یهودیان ایران به رنگرزی اشتغال ندارند. مادر احمدی‌نژاد سید است و پدر او هم بسیار مذهبی و معلم قرآن بوده‌است، بنابراین یهودی بودن خانواده او صحت ندارد.

بعدها، عنوان شد نام خانوادگی قبلی احمدی‌نژاد، «صباغیان» بوده‌است و نه سبورجیان.داوود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۹۰ به هفته‌نامه آسمان گفته‌است: «... بعد از انقلاب اعلام کردند که هر کسی فامیلی‌اش مشکل دارد و یا خوشش نمی‌آید بیاید عوض کند. پدرم از آن فامیلی [صباغیان] خوشش نمی‌آمد لذا به واسطه اسم خودشان [احمد] فامیلشان را گذاشتند احمدی‌نژاد.»

تحصیلات

وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسه‌های تهران از جمله مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سر گذاشت و با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشتهمهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد.در سال ۱۳۶۵، پس از فارغ‌التحصیل شدن در مقطع لیسانس در همان سال (پس از ۱۱ سال)، در مقطعکارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ نیز به عضویت در هیئت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران درآمد. در سال ۱۳۷۶ و همزمان با داشتن سمت استانداری اردبیل و مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشته مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک شد

وی طی تدریس در این دانشگاه، پژوهش‌های علمی، راهنمایی چند پایان‌نامه کارشناسی ارشد در زمینه‌های مختلف مهندسی حمل و نقل را، بر عهده داشته‌است.

احمدی‌نژاد در دوران دانشجویی عضو انجمن اسلامی و تیم فوتبال دانشگاه علم و صنعت ایران بود. او از هدایت‎کنندگان اصلی طیف فکری طرفداران خط امام در انجمن اسلامی بود، و به فعالیت‎های سیاسی می‎پرداخت. مجتبی ثمره هاشمی، صادق محصولی، مسعود زریبافان و علیرضا علی‌احمدی از دوستان دوران دانشجویی احمدی‌نژاد بودند.

مسئولیت های پیشین

استانداری اردبیل

از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می‌کرد به عنوان اولین استاندار استان جدیدالتأسیس اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال ۱۳۷۷ کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال ۱۳۷۸ کاندیدای ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد. وی همچنین متهم به دستکاری در نتیجه انتخابات از طرف شورای نگهبان است.

احمدی‌نژاد در سال ۱۳۷۲ و در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی به سمت استانداری استان تازه تأسیس اردبیل بر گزیده شد و تا پایان کار دولت دوم رفسنجانی (سال ۱۳۷۶)این سمت را بر عهده داشت.برخی اقدامات و دست‌آوردهای او در زمان استانداری به شرح زیر است:

  • راه‌اندازی تشکیلات اداری استان
  • انتخاب به عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی
  • استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی
  • بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه.

اقدامات احمدی‌نژاد در بازسازی سریع خانه‌های تخریب‌شده در زمان زلزله اردبیل در سال ۱۳۷۵ که هزار کشته به جای گذاشت، مورد تقدیر قرار گرفت؛ ولی در آرای انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل او از میان هفت کاندیدای انتخاباتی رتبه ششم را به دست آورد، منتقدین او، این رأی را نشانه نارضایتی مردم اردبیل از استانداری او دانستند.

او رئیس ستاد انتخاباتی اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی در منطقه نارمک بود

در زمان استانداری اردبیل، شکایت وی مبنی بر نشر اکاذیب از روزنامه سلام، همراه با کیفرخواست یکی از اعضای موتلفه از طرف نمایندگان، در روند تعطیلی روزنامه سلام در تیرماه ۱۳۸۷ مؤثر بود. این در حالی بود که وزارت اطلاعات به عنوان شاکی اصلی، شکایت خود را از روزنامه سلام پس گرفته بود.

احمدی‌نژاد در انتخابات دوره ششم ریاست جمهوری و دورهٔ دوم هاشمی رفسنجانی، زمانی که استاندار اردبیل بود از مسئولین ستاد تبلیغاتی هاشمی در تهران بود.

وی پیش از شرکت در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، در سال ۱۳۷۷ در انتخابات نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران شرکت کرد، اما رأی نیاورد. او در سال ۱۳۷۸ نیز، در ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی زیر عنوان «فهرست ۳۰ نفره ائتلاف خط امام و رهبری» در کنار هاشمی رفسنجانی، علی لاریجانی و غلامعلی حدادعادل در انتخابات شرکت کرد ولی شکست خورد.

شهرداری تهران

نوشتار اصلی: عملکرد محمود احمدی‌نژاد در دوران شهرداری تهران

احمدی‌نژاد در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲ و به دنبال پیروزی فهرست آبادگران در انتخابات دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار این شهر توسط این شورا انتخاب شد.

مسئولیت‌ها و سمت‌ها پیش از ریاست جمهوری

  • سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
  • فرماندار ماکو
  • فرماندار خوی
  • مشاور استاندار کردستان
  • مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال ۱۳۷۲
  • استاندار استان اردبیل در سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶
  • عضو هیئت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران از سال ۱۳۶۸ تا کنون
  • شهردار تهران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴
  • مؤسس و عضو انجمن تونل ایران
  • عضو انجمن مهندسین عمران ایران
  • مدیر مسوول روزنامه همشهری

 

میر حسین موسوی خامنه

میرحسین موسوی خامنه (۱۱ اسفند ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار، نقاش و معمار اهل ایران است. او پنجمین و آخرین نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از درگذشت روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت. در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر را تأسیس کرد و تا دی‌ماه ۱۳۸۸ ریاست آن را بر عهده داشت.

موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشتهٔ مهندسی معماری و شهرسازی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد و از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۹۰ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت و هم‌زمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.دیگر پست‌های او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگیبوده‌است. وی به زبان‌های فارسی، انگلیسی و عربی و ترکی آذربایجانی نیز تسلط دارد.

سالیان آغازین زندگی

میرحسین موسوی در سال ۱۳۲۰ در شهر خامنه در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد.پدرش میر اسماعیل موسوی، از بازرگانان چای ازتبریز بود. او در خامنه بزرگ شد و پس از پایان دورهٔ دبیرستان در سال ۱۳۳۷ از خامنه به تهران آمد.

سید علی خامنه‌ای از اقوام دور پدری موسوی است. پدر این دو پسردایی و پسرعمه یکدیگرند. سید علی خامنه‌ای از دیرباز روابط خانوادگی نزدیکی با خانواده میرحسین موسوی داشته‌است، تا آن‌جا که او و برادرش سید محمد خامنه‌ای در دوران جوانی و زمانی که در مشهد و قم اقامت داشتند، هنگام سفر به تهران در خانهٔ پدری میرحسین موسوی اقامت می‌کردند.

او که مدرک کارشناسی ارشدش را در بهار سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) در رشتهٔ معماری و شهرسازی اخذ کرد و پس از تدریس در دانشگاه ملی ایران به عضویت در هیئت علمی این دانشگاه درآمد، طرح ادارهٔ مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال ۱۳۴۸ نوشت و تا سال ۱۳۵۰ آن را اجرا کرد و فعالیت‌های هنریش را در گروه نقاشی قندریز آغاز کرد.سپس طرح مجموعهٔ کانون توحید را در سال ۱۳۵۰ اجرایی کرد. کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست.

موسوی در ابتدای دهه ۴۰ فعالیت‌های هنری به ویژه نقاشی را آغاز کرد و بیش از ۱۸۰ اثر نقاشی را خلق کرد. نقاشی‌های او گرایشهای آبستره، انتزاعی و هنر مفهومی با بهره از تکنیکهای متنوعی چون کولاژ، رنگ روغن، حجم و تجلی یک روح سنتی و نشانه شناسی حکمت، معنا و سنتهای فرهنگی و معرفتی شرقی را در قالبهای مدرن به نمایش می‌گذارد.

میر حسین موسوی هم چنین در دوران تحصیل همراه با دیگر دوستان خود انجمن اسلامی دانشگاه ملی را تأسیس کرد و پس از اتمام دانشگاه با همان دوستان شرکت سمرقند را بوجود آورد. این شرکت جایی جهت تجمع دوستان به منظور مبارزه با حکومت پهلوی بود. در سال ۱۳۵۲ در اثر حمله عوامل ساواک به شرکت، کلیه افراد آن به اتفاق میرحسین موسوی و عبدالعلی بازرگان دستگیر گردیدند.

آغاز فعالیت‌های سیاسی

پیش از انقلاب

او در اواخر دههٔ چهل و اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی، با گروه‌های ملی - مذهبی مثل نهضت آزادی و نهضت خداپرستان سوسیالیست نزدیکی داشت و از جمله کسانی بود که در جلسه‌های سخنرانی علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران حاضر می‌شد. میرحسین موسوی، که در آن دوران با نام هنری حسین رهجو فعالیت می‌کرد، از جمله افرادی بود که در تأسیس جنبش مسلمانان مبارز با حبیب‌الله پیمان همکاری کرد.

موسوی در سال ۱۳۴۸ زمانی که فارغ‌التحصیلی‌اش را جشن می‌گرفت، در یک نمایشگاه نقاشی که زهرا رهنورد از دانشجویان رشتهٔ مجسمه‌سازیترتیب داده بود، بااو آشنا شد و ازدواج کرد. در همان سال‌ها او به دلیل سازمان‌دهی اعتراضات خیابانی علیه حکومت، بازداشت و زندانی شد.میرحسین موسوی در سال ۱۳۵۵ تحت تعقیب ساواک و سازمان‌های امنیتی به همراه همسرش زهرا رهنورد مجبور به ترک ایران شد و به مدت ۱۰ ماه در آمریکا با عضویت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بر ضد حکومت پهلوی دست به مبارزه زد و در سال ۱۳۵۶ با بازگشت به ایران مبارزات خود را ادامه داد.

با نزدیک شدن به انقلاب ایران و پررنگ شدن نقش رهبری روح‌الله خمینی در مبارزات ضد حکومت پهلوی، میرحسین موسوی نیز بیشتر به این جریان گرایش پیدا کرد و به ویژه به محمد حسینی بهشتی، از روحانیان بانفوذ نزدیک به روح‌الله خمینی، نزدیک شد.

پس از انقلاب

با تأسیس حزب جمهوری اسلامی توسط محمد حسینی بهشتی در نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، میرحسین موسوی هم به این حزب پیوست و دبیر سیاسی این حزب شد و هم چنین به عضویت شورای انقلاب اسلامی درآمد. او همچنین سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب نیز بود و در این روزنامه مقالاتی در حمایت از دکتر محمد مصدق و جبهه ملی می‌نوشت که با مخالفت حسن آیت، محمود کاشانی وعبدالحمید دیالمه از اعضای حزب جمهوری اسلامی مواجه شد.این سه نفر با اعطای پست وزارت امور خارجه به میرحسین موسوی در مجلس نیز مخالفت کردند.در سال ۱۳۶۰ و در کابینه‌های محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی موسوی به عنوان وزیر امور خارجه معرفی شد.

 فعالیت‌های علمی و هنری

میرحسین موسوی در جوانی و در حال طراحی یک پروژه معماری.
 
بنای یادبود شهدای هفتم تیر که توسط مهندس موسوی طراحی گردیده است.

کارهای هنری او به خصوص در زمینهٔ نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد و تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.

 مهم‌ترین فعالیت‌های علمی و هنری میرحسین موسوی به شرح زیر اند:

  • عضو هیئت علمی دانشکدهٔ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
  • عضو هیئت علمی دانشگاه ملی ایران پیش از انقلاب
  • عضو هیئت امناء دانشگاه هنر اسلامی تبریز
  • تألیف کتب مانند کتاب آثار نقاشی، دولت امید، فرهنگ واژگان علوم سیاسی و پنج گفتار درباره انقلاب و جامعه
  • استاد راهنمای رساله‌های دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و دکتری
  • بیش از ۱۸۰ اثر نقاشی
  • برگزاری دهها نمایشگاه نقاشی به صورت انفرادی و جمعی نظیر نگارخانه نیاوران و تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر
  • طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران ۱۳۵۰
  • طراحی ادارهٔ مرکزی آب و فاضلاب اصفهان ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰
  • طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد
  • طراحی تکیه (گلستان) شهدای اصفهان
  • طراحی بنای یادبود شهید خرازی
  • طراحی مجموعهٔ فرهنگی - تجاری بین‌الحرمین در شیراز
  • طراحی مسجد سلمان فارسی در نهاد ریاست جمهوری
  • طراحی مرکز مطالعات استراتژیک
  • طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر
  • طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی
  • طراحی نگارخانه خیال ۱۳۸۲
  • طراحی مسجد النبی - واقع در خیابان دریان نو، ستارخان، تهران
  • طراحی مجتمع تجاری مفید - واقع در خیابان دریان نو، ستارخان، تهران
  • طراحی ساختمان اصلی فرهنگستان هنر
  • طراحی باغ هنرمندان در مجاورت فرهنگستان هنر تهران
  • طراحی ساختمان موسسه فرهنگی هنری صبا ۱۳۸۱

سوابق شغلی

او عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می‌کند. سوابق شغلی میرحسین موسوی به شرح زیر است:

  • عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ - ۱۳۶۱
  • عضویت در شورای انقلاب اسلامی از سال ۱۳۵۸
  • عضویت در نهضت خداپرستان سوسیالیست و جنبش مسلمانان مبارز پیش از انقلاب
  • رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۸ - ۱۳۶۰
  • قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰ - ۱۳۵۸
  • سردبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۸
  • صاحب امتیاز روزنامه کلمه سبز از سال ۱۳۸۸
  • وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۱
  • رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
  • رئیس ستاد انقلاب فرهنگی از سال ۱۳۶۰
  • نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸(آخرین نخست وزیر ایران)
  • رییس بنیاد مستضعفان از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
  • رئیس شورای اقتصاد از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
  • مشاور سیاسی رئیس جمهور از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶
  • عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸ تاکنون
  • عضو شورای بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸
  • استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس از سال ۱۳۶۸ تاکنون
  • استادیار مهندسی معماری و شهرسازی دانشگاه ملی ایران پیش از انقلاب
  • عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از ۱۴ آذر ۱۳۷۵ تاکنون
  • مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
  • رییس شورای هنر از سال ۱۳۷۸
  • رییس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۸
  • عضو هیئت مؤسس دانشگاه آزاد

 

محسن رضایی

"محسن رضایی" در شهریور 1333 و در هنگامه کوچ پائیز عشایر بختیاری در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) به دنیا آمد. 

دوران کودکی و نوجوانی را در شهر نفت‌خیز مسجدسلیمان گذراند و  به کمک چند تن از همسالانش، انجمن مذهبی «دین و دانش» را در مسجد جامع چشمه علی بنیان نهاد، پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه در دبیرستان سینای مسجدسلیمان، با رتبه نهم در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران در اهواز پذیرفته شد و در سال 1348 به این شهر رفت و در محله خزعیله یا سچّه ساکن شد.
مبارزه سیاسی فرهنگی با رژیم شاه را از ترم دوم هنرستان صنعتی آغاز کرد و  در حالی که خود را برای شرکت در کنکور دانشگاه‌ها آماده می‌کرد، در رابطه با این فعالیت‌های سیاسی توسط ساواک اهواز بازداشت شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. 
در سال 1352 و در 17 سالگی، پس از  پنج ماه زندان انفرادی و یک ماه حبس در بند عمومی زندان آخراسفالت اهواز، دور جدیدی از فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز کرد؛ و توانست همزمان با تکمیل تحصیلات خود در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران، اقدام به گسترش تشکیلات اولیه کرد.
 این حرکت روبه رشد پس از برقراری ارتباط با مبارزان شهرهای خرمشهر، دزفول و تهران، منجر به تشکیل یک گروه منسجم با مشی پارتیزانی و چریکی شد که به زودی و با الهام از آیات 172 و 173 سوره مبارکۀ صافّات (انّهم هم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون)، جمعیت منصورون نامیده شد.
درسال 1353 پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و در محله نارمک ساکن شد. 
وي در همین سال ازدواج کرد و در کنار مبارزه و تحصیل دانش، در بخش مهندسی «طراحی پایه» کارخانجات ارج و ایران تایر، مشغول به کار شد.
 با شدت گرفتن فشار پلیس سیاسی شاه (ساواک) بر گروه‌های چریکی، ناچار شد دانشگاه و کار صنعتی را رها کند و زندگی مخفی را در پیش گرفت و در فاصله سال‌های 1353 تا 1357 به کادرسازی و گسترش تشکیلات جمعیت منصورون همت گمارد تا شاخه‌های تشکیلات در 7 استان و 17 شهرستان مهم کشور راه اندازی شود.
در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی (ره) به میهن، جمعیت منصورون به عنوان بزرگترین گروه چریگی طرفدار حضرت امام (ره) و روحانیت (به همراه گروه توحیدی صف و گروه موحدین) وظیفۀ حفاظت از جان حضرت امام (ره) را برعهده گرفت. 
در سال 1358 که به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، 7 گروه مسلح مسلمان با یکدیگر ادغام شدند تا بازوی مسلحی برای حفاظت از انقلاب نوپای اسلامی باشند، وي از سوی گروه منصورون به عضویت شورای مرکزی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در آمد. 
عضویت وي در این سازمان بیش از 3 ماه به طول نیانجامید و در خرداد 1358 با حمایت حضرت امام(ره) واحد اطلاعات و بررسی‌های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد. 
در شهریور 1360 از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه) منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت. 
در دوره تصدی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سازمان رزم سپاه را طرح ریزی کرد و به فرمان حضرت امام(ره)، سپاه را به 3 نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز کرد و توانست سپاه را در قالب 5 نیرو سازماندهی کند. 
در این دوره همچنین اقدام به تأسیس 2 دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و بقیه الله (عجل الله فرجه) کرد و به منظور بهره گیری از ظرفیت یگان‌های مهندسی سپاه برای کمک به دولت در اجرای طرح های عظیم سازندگی کشور، خود شخصاً فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را برعهده گرفت.
وی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1353 رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند. 
تحقیق جامع رضايي در مقطع کارشناسی در سال 1371 و در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است. 
در مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد، مطالعات خود را بر روی سیاست‌های پولی و بانکی متمرکز کرد و موضوع رسالۀ علمی خود را در این باره برگزید. 
در شهریور 1376 پس از قبول استعفای وی توسط رهبر انقلاب، از سوی ایشان به عنوان «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» منصوب شد و مطالعات اولیه برای تنظیم سند چشم انداز 20 سالۀ ایران را آغاز کرد. 
وی با تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری اقتصاد دانشگاه تهران، عهده دار مسئولیت ادارۀ کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.
رسالۀ دکتری وی که در سال 1379 نگاشته شده، در قالب یک کتاب منتشر شده است. 
وی همچنین با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون‌های تخصصی سند چشم انداز 20 ساله، سیاست‌های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه ژ‌های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلندمدت کشور در حوزه‌های مختلف استفاده کند تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایستۀ ایرانیان برسد.
رضايي در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ با شعار انتخاباتی "دولت عشق" حضور یافت، اما دو روز پیش از برگزاری انتخابات کناره‌گیری خود را اعلام  و  در بیانیه‌ای که او در آن زمان منتشر کرد، دلیل کناره گیری خود را جلوگیری از پراکندگی آرای مردم در اثر کثرت نامزدها عنوان کرد.
 رضایی همچنين یکی از نامزدهای دوره دهم ریاست جمهوری  نیز بود وی در بین نامزدهای رسمی انتخابات، آخرین فردی بود که به صحنه وارد شد. رضايی با ایده «دولت ائتلافی» و بصورت مستقل وارد انتخابات شد؛ وی نفر سوم از بین کاندیداهای چهارگانه شد.
وي سرانجام در 14 اسفند ماه 91 در جمع مردم شهرستان ديواندره کانديداتوري‌اش را در انتخابات به صورت رسمي اعلام کرد تا به شايعات پايان دهد.
وي در جمع مردم دیواندره اظهار داشت: پیشنهاد شده بود در تهران کاندیداتوری خود را اعلام، تا از امکانات وسیع رسانه‌ای استفاده کنم اما با اعلام کاندیداتوری در این شهر ، بر رویکردم نسبت به پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور و حل مشکلات مردم تاکید می‌کنم.
مروري بر چند مواضع انتخاباتي رضايي:
هنوز توليد ملي را فتح نكرده‌ايم/ در ايران اسلامي يك فقير هم نبايد باشد 
دولت آینده باید وضعیت اقتصادی را سامان بخشد 

 

 مهدی کروبی

مهدی کروبی (زادهٔ ۴ مهر ۱۳۱۶ در الیگودرز)، روحانی شیعه، سیاستمدار اصلاح طلب ایرانی و دبیرکل حزب اعتماد ملی است. او رئیس دو دورهمجلس شورای اسلامی ایران بود.مهدی کروبی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ بود، وی در دور دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ نیز مانند انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۴ از کاندیداهای اصلاح طلب معترض به نتایج انتخابات بود. او از رهبران جنبش اعتراضی ایران موسوم به جنبش سبز است و به همین دلیل برای نزدیک به سه سال (۱۳۸۹–۱۳۹۲) در یک منزل مسکونی جدا از خانواده‌اش تحت مراقبت نیروهای امنیتی قرار داشت و پس از آن و به تازگی به خانه خود بازگردانده شده است و در آنجا در حصر خانگی بسر می برد.

زندگی

مهدی کروبی در ۴ مهر ۱۳۱۶ در الیگودرز به دنیا آمد. پدر وی احمد کروبی نیز از روحانیون و زندانیان سیاسی بود و به پیروی از پدر به تحصیل علوم حوزوی روی آورد. مهدی کروبی در ۱۳۴۱ با فاطمه کروبی که خود از مبارزان سیاسی پیش از انقلاب و سیاست مداران اصلاح طلب پس از انقلاب است، ازدواج نمود. مهدی کروبی دارای ۴ فرزند به نام‌های محمدحسین متولد ۱۳۴۴ دارای ۳۸ ماه سابقه حضور از سن ۱۵ سالگی در جنگ ایران و عراق و حضور در عملیات‌هایی چون فتح المبین، بیت المقدس و والفجر و دارای لیسانس حقوق، محمدتقی متولد ۱۳۴۶ دارای دکترای حقوق بین‌الملل (وی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق یک پای خود را بر اثر برخورد با مین از دست داد.)، علی متولد ۱۳۵۱ دارای تحصیلات حوزوی و یاسر متولد ۱۳۵۷ است. وی درسال ۱۳۴۲ در رشته فقه و حقوق اسلامی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. او در دانشگاه تهران به توصیهمرتضی مطهری با دکتر احمد ناظرزاده کرمانی ارتباط نزدیکی داشت. به دلیل دستگیری‌های مکرر و نیز زندگی مخفیانه در برخی سال‌های در فاصله ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۱ اخذ لیسانس بیش از ۸ سال به طول انجامید.

پیش از انقلاب

در حوزه علمیه قم شاگرد حسینعلی منتظری و روح‌الله خمینی بود و مدرک لیسانس فقه و حقوق اسلامی را هم از دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران دریافت کرد، او نخستین اجازه اجتهاد خود را از یوسف صانعی گرفت. وی هم چنین به زبان عربی تسلط دارد.کروبی پس از دستگیری و تبعید خمینی در سال ۱۳۴۲ در انتشار نامه‌های سرگشاده خمینی به مقامات رسمی کشور و تبلیغ تفکرات وی در بین مردم بسیار فعال بود و در طول سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ بارها دستگیر شده و چندین سال را در زندان (از جمله سه زندان معروف تهران قزل قلعه، اوین و قصر) گذراند. وی در طی این سال‌ها جمعاً ۹ بار دستگیر و به نقاط مختلف ایران مانند گنبد کاووس تبعید شد و در زندان‌های ساواک مورد بازجویی و شنکجه قرار گرفت و یک بار مخفیانه از کشور خارج شد و به عراق رفت. او درباره زندانی شدنش در سال ۱۳۴۵ می‌گوید:

پس از چند روز که در مدرسه‌ای مخفی بودم، ساواک به آنجا حمله کرد و دستگیر شدم و یکی از سخت ترین بازداشتها را تجربه کردم. در این مدت مأموران ساواک با انواع شکنجه‌ها می‌خواستند منبع اصلی توزیع این نامه را که آقای دعایی مدیرفعلی روزنامه اطلاعات بود پیدا کنند؛ که علی‌رغم شکنجه‌های زیاد، ایشان را معرفی نکردم. بعد ازبازجویی‌ها و شکنجه‌های زیاد مرا به زندان قزل قلعه منتقل کردند.

وی در زندان یکی از معدود روحانیونی بود که هم با زندانیان مذهبی و هم زندانیان ملی، کمونیست و چپ‌گرای سکولاری نظیر دکترعباس شیبانی،محمود دولت آبادی، محمد تقی شریعتی، ابوالقاسم سرحدی‌زاده، شکرالله پاک‌نژاد، محمد محمدی گرگانی، مصطفی خمینی، سید محمدکاظم موسوی بجنوردی، موسوی اردبیلی، محمد جواد باهنر، مرتضی نبوی، آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری، محمد منتظری، مهدی عراقی، هاشمی رفسنجانی، سید محمد خامنه‌ای و ناطق نوری رابطهٔ خوبی داشت. به گفته او، سخت ترین دوران زندان را در سال ۱۳۵۳ تجربه کرده است، او در این مورد می‌گوید:

سخت ترین زندان مربوط به سال ۵۳ بود. در آن سالها، علی‌رغم آنکه وضع مالی خودم بسیار نامساعد بود اما کمک‌هایی از افراد علاقه‌مند به امام و مبارزات ایشان جمع آوری می‌کردم و در اختیار مبارزین و خانواده‌های آنها قرار می‌دادم. همین امر باعث شد که در سال ۵۳ که برخی از دستگیری‌ها به راه افتاد تعدادی از فعالان دستگیر شده در زیر شکنجه مرا معرفی کرده بودند و بر همین اساس من هم دستگیر شدم و بدترین شکنجه‌ها را در همین بازداشت تحمل کردم.

کروبی در سال‌های ۵۶-۵۷ با آغاز اعتراض‌های عظیم مردمی علیه حکومت، رهبری شوراهای محلی را بر عهده داشت که غذا و نیازهای ضروری معترضان و اعتصابگران را تأمین می‌کردند.

ابتدای انقلاب

کروبی با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۸ در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از زادگاهش الیگودرز وارد مجلس شده و در همین سال به دستور روح‌الله خمینی بنیاد شهید انقلاب اسلامی و کمیته امداد امام خمینی را تأسیس کرد که به خانواده‌های کشته شدگان دوران انقلاب وجنگ ایران و عراق کمک می‌کرد. او در ابتدای انقلاب به عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و عضویت در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در آمد و نماینده تام الاختیار روح الله خمینی در استان لرستان شد.وی در دور دوم، خود را از تهران کاندید کرد و توانست به مقام نایب رئیسی مجلس دست یابد. وی در دور دوم و سوم مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده دوم مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافت.

مجمع روحانیون مبارز

پیش از انتخابات مجلس سوم در سال ۱۳۶۶ به سبب اختلاف‌های موجود در جامعه روحانیت مبارز عده‌ای اعضای این جامعه از آن جدا شده و گروهی با نام مجمع روحانیون مبارز را بنیان نهادند. نقش محوری را در این انشعاب مهدی کروبی برعهده داشت که رهبری مجمع را تا زمان خروجش از آن در سال ۱۳۸۴ بر عهده داشت. محمد موسوی خوئینی‌ها، محمد خاتمی و علی‌اکبر محتشمی‌پور از دیگر اعضای مهم این مجمع بودند با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز، مجمع روحانیون مبارز را تأسیس نمودند. مجمع در انتخابات مجلس سوم پیروز شد و مهدی کروبی نایب رئیس اول مجلس شد. در همین دوران در ماجرای اعتراض حسینعلی منتظری، قائم‌مقام رهبری، به اعدام دسته‌جمعی هزاران زندانی سیاسی، کروبی با اینکه هیچ نقشی در این اعدام‌ها نداشت ولی متأثر از وفاداریش به خمینی، به انتقاد شدید از استاد سابقش منتظری پرداخت. نامهٔ سرگشاده‌ای با امضای مهدی کروبی و سید حمید روحانی و امام جمارانی خطاب به منتظری منتشر شد که حاوی انتقادات و اعتراضات تندی از منتظری بود. فقط ۳۵ روز بعد آیت الله منتظری از مقام خود کناره‌گیری کرد.

سرپرستی سازمان حج و زیارت از سال ۱۳۶۴ و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی هر دو با فرمان روح‌الله خمینی و ریاست دوره سوم مجلس شورای اسلامی از دیگر مسئولیت‌های مهم کروبی در این دوران بود.

شورای نگهبان در سال ۱۳۶۹ مهدی کروبی، به همراه دیگر شخصیت‌های سیاسی سرشناس مجمع روحانیون مبارز و وابسته به جناح چپ نظیر آیت الله بیات زنجانی، علی اکبر محتشمی پورر وهادی خامنه‌ای را در دومین انتخابات مجلس خبرگان رهبری رد صلاحیت کرد.هم چنین درانتخابات دوره چهارم مجلس در سال ۱۳۷۰ و در اولین انتخابات مجلس بعد از فوت روح‌الله خمینی، شورای نگهبان با تفسیری جدید از قانون، بر نظارت خود بر انتخابات افزود و بیشتر کاندیداهای نزدیک به مجمع روحانیون مبارز و جناح موسوم به خط امام را رد صلاحیت نمودند. دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، بر خلاف دور سوم، به کنترل جناح راستگرای محافظه‌کار درآمد و طیف همراه مهدی کروبی، در این دوره، در اقلیت قرار گرفتند.

مجمع روحانیون مبارز پس از این انتخابات فعالیت سیاسی خود را متوقف و اعلام سکوت سیاسی کرد. کروبی نیز به غیر از چند موضع گیری مانند اعتراض به دستگیری روزنامه نگارانی نظیر عباس عبدی در سال ۱۳۷۲ و اعتراض به عملکرد شورای نگهبان در این دوران فعالیت چندانی در صحنه سیاست کشور نداشت.